تسلیت به مهربانترین مهربان دنیا
عزیزم واقعا نمیدانم چگونه این غم بزرگ را تسلیت گویم
نمیدانم چه بگویم که مرحم دردهایت باشد
واقعا متاسفم و از خدا میخوام که به قلب مهربونت صبر بده
تا به چشای نازنینت قدرت اشک ریختن بده
از خدا میخوام که این غمو تحمل کنی
این مصیبت بزرگ را به تو و خانواده محترمت تسلیت میگم
عزیز دلم شاید دوست نداشته باشی اسم قشنگتو بنویسم
منو در غم خودت شریک بدون کاش کنارت بودم
کاش میتونستم پا به پات اشک بریزم
ولی هزار افسوس که فاصله ها این فرصت را از ما میگیرند
به امید طلوع ارزوها و غروب غمهایت
باز هم این مصیبتو بهت تسلیت میگم و خیلی دوستت دارم

تقدیم به او که نمیدانم در خاطرش میمانم یا برایش خاطره میشوم

روزی که چشمهای مرا ترک میکنی اصلا خلاف وعده بگو دوست دارمت
طولی نمیکشد که به بن بست میرسیم عمر منم تمام شد به خدا میسپارمت

نمیدانی که غریبانگی خود را سالهاست پشت ابروی سکوت پنهان کرده ام
و گول میزنم انسانهای هزار و یک رنگ را
و اب از اب تکان نمیخورد و انها هرگز نخواهند فهمید
که من دختر اذر ماه
در پناه سیاه ترین شب سال که هرگز صبح را نخواهد دید خزیده است

اسمان امشب به حالم گریه کن
روح تبدار مرا پاشویه کن
اتش افکند عاشقی بر حاصلم
گریه کن بر مجلس ختم دلم
گریه کن بر من که روحم تیر خورد
سایه احساس من شمشیر خورد
این بلا این درد خون سینه سوز
از کجا امد نمیدانم هنوز
اين مثنوي حديث پريشاني من است بشنو كه سوگنامه الهي من است
امشب نه اينكه شام غريبان گرفته ام بلكه به يمن امدنم جان گرفته ام
گفتي غزل بگو غزلم شور و حال مرد بعد تو حس شعر فنا شد خيال مرد
گفتم نرو كه تيره شود زندگانيم با رفتنت به خاك سيه مي نشانيم
گفتي زمين مجال نميدهد در چشم ما فرصت ديدن نميدهد
وقتي نقاب معيار يك رنگ بودن است معيار مهر ورزيمان سنگ بودن است
ديگر چه جاي دلخوشي و عشق بازي است
اصلا كدام احمق از اين عشق راضي است
اين عشق نيست فاجعه قرن اهن است من بودني كه عاقبتش نيست بودن است
حالا به حرفهاي غريبت رسيده ام فهميده ام كه خوب تو را بد شنيده ام
حق با تو بود از غم غربت شكسته ام بگذار كه صادقانه بگويم خسته ام
بيزارم از تمام رفيقهاي نا رفيق اينها چقدر فاصله دارند تا رفيق
مرا به ابتذال نبودن كشانده اند روح مرا به مسند پوچي نشانده اند
اينجا نقاب شير به كفتار ميزنند منصور را هر اينه بر دار ميزنند
جايي كه سهم مرگ جز تازيانه نيست حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نيست
ما ميرويم چون دلمان جاي ديگر است ما ميرويم هر كه بماند مخير است
ما ميرويم گر چه ز الطاف دوستان در جاي جاي پيكرمان زخم خنجر است
دل خوش نميكنيم به عثمان و مذهبش در دين ما ملاك مسلماني ابوذر است
ما ميرويم مقصدمان نا مشخص است هر جا رويم بي شك از اين شهر بهتر است
از سادگيست گر به كسي تكيه كرده ايم اينجا كه گرگ با سگ گله برادر است
ما ميرويم ماندن با درد فاجعه است در عرف ما نشستن يك مرد فاجعه است
ديريست رفته اند اميران قافله ما مانده ايم و قافله پيران قافله
اينجا دگر جاي منو پاي لنگ نيست بايد شتاب كرد مجال درنگ نيست
يه عمري پي عشق بي هوس دويدم به دنبال يه عشق بي بهونه
يه عشقي كه بشه مرحم زخمام نشه بدتر نمك رو زخم كهنه
تو شبهايي كه جاي دست پر مهر چيزي به جز يه قطره اشك نديدم
يكي اومد كه دوست داشتن ميفهميد منو از اون من خسته جدا كرد
يكي اومد كه با احساس پاكش تموم زخمامو يهو دوا كرد
تو وقتي كه همه تنهام گذاشتن با لبخندش منو از من جدا كرد
براي عاشقي عشقمو دادم خيال كردم فقط عشقه ميمونه
ولي جاي تموم اون همه عشق واسم موندش فقط بغض شبونه
براي عاشقي ما كم نذاشتيم خدا هم خوب اينو خودش ميدونه
با اينكه دلمو همه شكستن ميخونم باز هنوزم عاشقونه
ميخونم با خودم ديگه بريدم ديگه به اخر جاده رسيدم


صندوقچه گرد و غبار گرفته خاطراتم را میگشایم
تو با منی اری همه جا پا به پا و همراهم تو با منی و من تو را حس میکنم
دستهای مهربان و گرمت را که بارها در اغوشم کشیدند
و مرا از پرتگاه و سقوط حفظ کردند
صدای لالایی شبانه ات را شبها میشنوم
وبا اواز دلنوازت به سرزمین رویا میروم
اری تو با منی همیشه و همه جا و من تو را میبینم و حس میکنم
چشمهای نگرانت را همیشه در کنارم دارم و غمت را به جان میخرم
مادرم این روز بها نه ایست برای گفتن حرفهای نا گفته ام
اما هر چه گشتم کلمه ای را که لایق نگاهت باشد نیافتم
دوستت دارم

بعد ا زچند روز ادما از دست هم خسته میشن 
با یه ادم دیگه رفیق و وابسته میشن 
اون که میگه دوستت داره دستاش تو دستای دیگه 
دوستت دارم دروغه و دروغگوئه هر کی میگه 

توي اين روزا ديگه مرده عشق و صداقت
تو باغ دلها ديگه خشكيد گل رفاقت
يه باوفا نيست دل شكستن شده يه عادت
توي اين روزا همه اين عشقا دروغه
ستاره ي عشق توي شب سرد و بي فروغه
توي هر قلبي ديگه جا نيست خيلي شلوغه
دلم گرفته باز چشام ميل گريه داره
دلمو شكسته هنوزم دل باور نداره
از بي وفاييش دلم از اين زندگي سيره
اين اشك و اهم يه روزي دامنشو ميگيره
بايد برم من نميتونم اينجا بمونم
من تك و تنهام نميتونم اواز بخونم
من ديگه غزل نميگم واسه تو
اشكامو هدر نميدم واسه تو
تو دقيقه هاي تلخ انتظار
چي ميدوني چي كشيدم واسه تو
من ديگه ميخوام فراموشت كنم
تو بمون با اون غرور لعنتي
قبل رفتنم ولي بذار بگم
خيلي سنگي خيلي بي محبتي
بعد از اين كاري به من نداشته باش
اين روزا روزاي ترديد منه
نميخوام مثه هميشه رد بشم
وقت امتحان دل بريدنه
من ميخوام تموم خاطراتمو
دستاي حادثه پر پر بكنه
بذار اين جدايي هميشگي
ديگه اين قصه رو اخر بكنه

روزي و ساعتي ميخواستم بگويم عاشقت هستم
اما اي نيمه جانم در ان لحظه ذهن من
از فواره ها بالاتر از زندگي پربارتر و از عشق سرشار بود
حس ميكردم از نگاهم رازم را خوانده باشي
اما اينك بدون تو تنهايي را با تمام ابعادش حس ميكنم
و ذره ذره عشقم را با تمام وجود در يك جمله ميگنجانم
عزيزم بدون تو خودم را تنها و بي كس مي دانم
هر گاه روبروي اينه مي ايستي بدان كه چشماني در انتظار توست
و او را از ياد نبر

اين رسم رفاقت نبود..........................
تو فقط يه پل ميخواستي من برات يه ارزوي خوب دارم
ارزوي من كم من بي نام و نشون 
اينه كه تو خوش باشي اينه كه تو گل باشي
ارزوي من كم من بي نام و نشون اينه كه تو لحظه هات
ديگه هيچ كس واسه تو يه پل نشه 
ديگه هيچ كس واسه تو مثه پل خراب نشه
پس بده عشقمو تا برم من واسه جدايي حاضرم
كه من تنها تو بي دردي چرا خون به دلم كردي
ميخوام برم شايد بتونم توخاطرت زنده بمونم
تا ترك اغوشت كنم عزيزم 
تو يه خوابي تمومش كن بذار واشه چشاي من
از اين راه پر ازشعله ديگه بريده پاي من



بعضي از ادما جلد زر كوب دارن

بعضي جلد ضخيم و بعضي جلد نازك

بعضي از ادما با جلد كاهي چاپ ميشن

وبعضي با كاغذ خارجي

بعضي از ادما تجديد چاپ ميشن

و بعضي از ادمها فتوكوپي ادماي ديگه ان

بعضي از ادما با حروف سياه چاپ ميشن

بعضي از ادما صفحات رنگي دارند

بعضي از ادما تيتر و فهرست دارند

روي پيشوني بعضيا نوشته اند

حق هر گونه استفاده ممنوع و محفوظ است

بعضي از ادما قيمت روي جلد دارن

بعضي از ادمها با چند درصد تخفيف به فروش ميرسند

بعضي از ادما بعد از فروش پس گرفته ميشوند

بعضي از ادما رو بايد جلد گرفت

و بعضي از ادما رو ميشه توي جيب گذاشت

بعضي از ادما نمايش نامه اند و در چند پرده نوشته ميشوند

بعضي از ادما فقط جدول و سرگرمي دارن

بعضي از ادما معلومات عمومي هستن

بعضي از ادما مخصوص نو جوانان نوشته ميشن

و بعضي مخصوص بزرگسالان

بعضي از ادما خط خوردگي دارن

بعضي از ادما رو بايد چند بار بخوانيم تا معني انها را بفهميم